108حوادث با يكديگر و اينكه هر پديده ممكنى حتميّت و همچنين خصوصيات وجودى خود را از امر يا امورى مقدم بر خود مىگيرد، مطلبى مسلّم و انكارناپذير است. در نگاه توحيدى، سلسله اسباب و مسببات به خداوند منتهى مىشود كه علت و مبدأ همه چيز و بىنياز است و معلول علت ديگرى نيست. بنابراين عالم هستى مجموعهاى يكپارچه و به هم پيوسته از اسباب و مسببات و قائم و متكى به ذات اقدس حق است. در اين نظام، اسباب و علل همچنانكه در اصل وجود خويش وابسته به خداى تعالى است، در سببيّت و اثرگذارى نيز وابسته به اراده و قدرت اويند و خداوند براساس حكمت خود اثر يا آثارى هميشگى در هريك از آنها قرار داده است. در حقيقت تقدير الهى، همان نظام علّى و معلولى و سبب و مسببى است كه خداوند بر عالم هستى حاكم كرده است. بر اين اساس تقدير هر پديده، حدود، اوصاف و خصوصياتى است كه در نظام اسباب و مسببات براى آن پديده معين شده است. براى مثال، وقتى دانه گندم در زمين كاشته مىشود، نوع و كيفيت خاك، شرايط آب و هوا، ميزان نور و حرارت و كود و عوامل زيست محيطى، مواجه شدن يا نشدن با آفت و... مجموعه عواملىاند كه علّت و سبب رشد بوته گندم به شمار مىروند و مؤثر در كيفيت و ميزان مرغوبيت آن هستند. اگر خاك در شرايط بسيار مناسب باشد و آب با املاح مناسب و به ميزان كافى به آن برسد و از نور و حرارت و كود كافى برخوردار باشد و با آفت مواجه نشود، تقدير و سرنوشت اين دانه گندم، شاخهاى پربار از دانههايى با كيفيت و طعم عالى خواهد بود. اين تقدير الهى است. يعنى اگر اين مجموعه