107بخواهد در مخلوق خود اثر قرار مىدهد، اين اشكال را دارد كه در اين صورت، ديگر نمىتوان معمولاً از هر چيزى اثرى خاص توقع داشت؛ مثلاً نمىتوان از دارو توقع درمان داشت؛ زيرا ما نمىدانيم خداوند اين اثر را در دارو قرار داده يا نه؛ بلكه ممكن است اين اثر را در سم قرار داده باشد. در واقع براساس اين نوع نگاه به روابط بين موجودات، زندگى بشر مختل خواهد شد؛ زيرا او علم ندارد كه در اين لحظه، خداوند چه اثرى را در اين سبب خاص قرار مىدهد. ازاينرو نمىتواند هيچگونه برنامه و نقشه راهى براى آينده داشته باشد. اما اگر نظام اسباب و مسببات را اينگونه تصور كنيم كه خداوند براساس سنت خود، هريك از مخلوقات را به گونهاى خلق كرده است كه در صورت نبود مانع، اثر يا آثارى هميشگى دارد، با واقعيتهاى موجود و مشهود در عالم سازگار خواهد بود. بنابراين ضمن پذيرش نظام اسباب و مسببات در بين مخلوقات، توحيد افعالى نيز به قوت خود باقى است. البته بايد به اين نكته نيز توجه داشت كه اگر زمانى خداوند اراده كند، آن موجود ديگر آن اثر را نداشته يا برخلاف اثر هميشگىاش اثرى ديگر داشته باشد، همه عالم و موجودات مقهور اراده او خواهند بود.
به عبارت ديگر نظام حاكم بر عالم هستى، نظام اسباب و مسببات است. عالم هستى كه يكپارچه تحقق فيض الهى است، با تكيه بر اراده حكيمانه خداوند براساس نظام علّيت (نظام اسباب و مسببات) استوار شده. در اين نظام، تحقق هر پديدهاى با هر ويژگى و خصوصيتى ناشى از علّت و سبب خاصى است. اصل «علّيت عمومى» و پيوند