84مالك بن انس كلمه «نزول پروردگار» را به نزول امر، رحمت و ملائكه پروردگار 1، محمد بن ادريس شافعى كلمه «وجه» را به قبله 2، احمد بن حنبل كلمه «جاء» را به قدرت خداى متعال و ثواب الهى و «محدث» بودن قرآن را به محدث بودن نزول آن تأويل برده است. 3
محمد بن اسماعيل بخارى كلمه «وجه» را به ملك و كلمه «استوى» را به ارتفع و علا 4، ابوالحسن اشعرى «رضايت» خداوند از بندگان را به اراده اعطاى نعمت، «غضب» الهى را به اراده عذاب و كلمه «اتيان» را به ايجاد فعل 5 تأويل برده است.
اشعرى درباره كلمه «استوى» در آيه (ثُمَّ اسْتَوىٰ عَلَى الْعَرْشِ ) 6 گفته است:
استواى خداوند بر عرش به معناى استقرار، حلول، انتقال و مانند آن نيست. اين نيست كه عرش، خداى متعال را در بر گرفته باشد. بلكه عرش و حاملان عرشاند كه مقهور لطف و قدرت الهىاند. او نسبت به عرش و غيرعرش، رفيعالدرجات است و در عين حال به هر موجودى نزديك و بر هر چيزى شهيد است. 7
عبدالله بن مبارك نيز كلمه «اتيان» را به قدرت، رأفت، بذل توجه، آمرزش الهى و استجابت دعاى بندگان تأويل برده است. 8