53خداى حكيم قبيح است؛ زيرا خداوند مىفرمايد: (لاٰ يُكَلِّفُ اللّٰهُ نَفْساً إِلاّٰ وُسْعَهٰا) . 1 و 2
همچنين بسيارى از آيات، آفرينش آسمان و زمين، اختلاف شب و روز، تسخير پديدههاى طبيعت براى بهرهبردارى انسان و ساير آيات آفاقى و انفسى را مايه تفكر و انديشيدن خردمندان، به منظور دستيابى به حقايق اعتقادى، بهويژه رسيدن به توحيد اسما و صفات برشمردهاند. 3 و 4 همچنين در متون روايى اهل بيت(ع) نيز تا حد تواتر معنوى، به اين موضوع پرداخته شده است. در اصول كافى شيخ كلينى(رحمه الله) 5، توحيد شيخ صدوق(رحمه الله) 6، وافى فيض كاشانى(رحمه الله) 7، بحارالانوار علامه مجلسى(رحمه الله) و ديگر متون روايى، ابواب متعددى با عناوينى چون: «تفسير اسما و صفات الهى»، «نفى تشبيه و تجسيم»، «تأويل صفات خبرى» و... به اين موضوع اختصاص يافته است. در اين منابع، احاديث فراوانى آمده است كه پرسشهاى بىشمار مسلمانان در مورد صفات خبرى و پاسخهاى متقن، شفاف و صريح ائمه اطهار(ع) را انعكاس دادهاند.
بنابراين با توجه به اين همه تأكيد منابع دينى بر لزوم تفكر و تدبر در معارف الهى، توجيهپذير نيست كه خداوند متعال، ما را به مقدمهاى امر نمايد كه مستلزم نتيجهاى است؛