52آنان به خود و ديگران اجازه تفكر و تدبر در معارف الهى و آيات قرآنى نمىدادند، به اين بهانه كه به ما عقل داده شده است تا عبوديت را اقامه كنيم، نه اينكه در ربوبيت تفكر كنيم! از اينروى هر كس نعمت عقل را، كه بدين منظور به او داده شده است، در ادراك ربوبيت صرف نمايد، عبوديت را از دست مىدهد و ربوبيت را هم درك نمىكند. 1
برخى از آنان چهبسا به همين بهانه، علم كلام، منطق و فلسفه را نيز تحريم كردند. از ابويوسف قاضى (م.192ه .ق) نقل است كه در مذمت علم كلام گفته بود: «آموختن علم كلام، نادانى است و جهل به علم كلام، دانش است». 2 از شافعى نيز در مذمت علم كلام آمده است: «اگر خداوند تبارك و تعالى را با هر گناهى غير از شرك، ملاقات نمايم، بهتر از اين است كه با اندكى از علم كلام، ملاقات نمايم». 3
بىگمان اين طرز تفكر، با روح قرآن سازگار نيست؛ زيرا خداى سبحان در آيهاى، قرآن را به «عربى مبين» توصيف فرموده است: (نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ ... بِلِسٰانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ ) 4 و در آيهاى به كتابى كه براى انديشيدن است: (إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ) . 5 لازمه عربى بودن قرآن، فصيح بودن آن و لازمه امر به تعقل و انديشيدن در آن، محال نبودن فهم آن است؛ در غير اين صورت، چنين تكليفى تكليف به ما لايطاق است كه از