48واگذار است. ... بعضى ادعا كردهاند كه اصحاب در اين روش خود، اجماع نيز داشتهاند و بلكه بعضى گفتهاند: تمامى علماى سه قرن اول نيز، بر تفويض معنا اجماع داشتهاند. 1
انكار تفويض سلف از سوى وهابيت
جالب اينكه با اين همه شواهد و قرائن موجود، سلفيه جديد، وجود چنين نظريهاى را در ميان قدماى خود بر نمىتابند. ابنتيميه حرّانى (م.728ق)، اهل تفويض را «اهل تجهيل» مىخواند 2 و قول به تفويض را بدترين اقوال اهل بدعت مىداند. او مىگويد: «معلوم شد كه قول اهل تفويض كه خود را پيرو سيره و سنت سلف مىپندارند، بدترين و شرترين اقوال اهل بدعت و الحاد است». 3 ابنقَيم جوزى (م.751ق) نيز به پيروى از استاد خود (ابنتيميه) و با استناد به كلام او، سلف را از تفويض مبرا مىداند: «بعضى پنداشتهاند طريقه سلف مجرد ايمان به الفاظ قرآن و حديث، بدون فقه و فهم معناى آن بوده است... و حال آنكه اين گمان فاسد است». 4
ابنعثيمين، از وهابيان معاصر، نيز كسانى را كه معتقدند سلف اهل تفويض بوده است، دروغگو و گمراه، و به تبع استاد خود، ابنتيميه، قول به تفويض را بدترين بدعتها و متضمن تكذيب قرآن و تجهيل پيامبر(ص) مىداند؛ 5 چنانكه ناصرالدين البانى، از معاصران وهابيت نيز، اعتقاد به تفويض را از سلف انكار مىكند. 6 و 7