120پس بر اساس ديدگاه يادشده وقتى مىگوييم خدا سميع و عليم است، يا دست خدا (مثلاً) بالاى دستهاست يا خداى متعال استواى بر عرش دارد، ما چيزى از حقايق اين صفات نمىفهميم؛ چون تنها راه علم به اين صفات، سمع است 1 و راه فهم آن از طريق عقل و شهود بسته است.
4. صفات خبرى، صفت كمال خداى متعال
ابنتيميه برخى اعضا و جوارح را براى خداوند سبحان اثبات و برخى را از خداوند متعال نفى مىكند. ملاك او در اين اثبات و نفى، صفت كمال بودن يا نبودن آنهاست. توضيح اينكه وى عضوهايى از انسان مانند كبد، طحال و ديگر عضوهايى را كه انسان براى زاد و ولد و خوردن و آشاميدن به آنها نياز دارد، از خداى متعال نفى مىكند، اما اعضايى مانند دست، پا و مانند آن را براى خداى سبحان اثبات مىكند. دليل و ملاك او در اين تفصيل آن است كه صفات قسم اول براى خوردن و آشاميدن و زاد و ولد است و چون خداوند، از خوردن و آشاميدن و فرزند داشتن منزه است، پس از ابزار آنها نيز منزه است؛ اما بر خلاف آن، وجود اعضايى چون دست، پا و مانند آن كه براى انجام كارى استفاده مىشود، براى خداى متعال ضرورى است؛ زيرا كار و تلاش، از صفات كمال است و خداوند نيز كه واجد صفات كمال است، واجد ابزار آن نيز هست و به دليل كمال بودن كار و تلاش است كه خدا خود را به كار كردن متصف كرده است. 2