109شوند مانند كسانى كه به پيامبر(ص) گفتند: براى ما مانند اقوام گذشته ذات انواط [محلى براى دخيل بستن و استغاثه] تعيين كن. رسول خدا(ص) فرمودند: به خدايى كه جانم در دست اوست همان حرفى را به من زديد كه بنىاسراييل به موسى گفتند:
(قٰالُوا يٰا مُوسَى اجْعَلْ لَنٰا إِلٰهاً كَمٰا لَهُمْ آلِهَةٌ ) (اعراف: 138)
بنى اسرائيل به موسى گفتند: تو هم براى ما معبودى قرار ده، همانگونه كه آنها معبودان (و خدايانى) دارند!
با وجود اين بهانه در زمان صحابه به جهت نزديكى عهد بسيارى از مردم به دوران شرك و كفر و احتمال مشرك شدنشان (كه اهل رده در زمان ابوبكر بهترين شاهد آن است) اما سد ذرايع درباره تبرك در آن زمان گفته نشد. اين ذريعه [بهانه] در زمان تابعين نيز نامعتبر بوده است زيرا عمر بن عبدالعزيز در حضور بسيارى از صحابه و تابعين به شناسايى اماكنى كه پيامبر(ص) در آن نماز خوانده بود، پرداخته و در آنها مساجدى را بنا كرد. اين بهانه در طول قرون گذشته تا كنون نيز، با وجود علما و دانشمندان زياد، غير معتبر بوده است. در طول اين دوران ما نشنيديم كه يكى از اين علما، به دليل ترس از شرك، به انكار و منع تبرك به آثار نبوى (مساجد، چاهها و ...) بپردازد يا خواستار تخريب و نابودكردن آنها باشد؛ بلكه درباره تعيين و مشخص كردن محل اين آثار كتابهاى زيادى تأليف كرده و به اين اماكن توجه نمودهاند. همه آنچه گفته شد به اين معناست كه اين دليل [قاعده سد ذرايع] كه اين دسته از شيوخ به آن استدلال مىكنند،