107( لِإِيلاٰفِ قُرَيْشٍ ) را در نماز خواند. بعد از نماز گروهى را ديد كه در مسجدى اقامت كردند و نماز خواندند. از آنها درباره مسجد سؤال كرد. آنها گفتند: اين مسجدى است كه پيامبر(ص) در آنجا نماز خوانده است. عمر گفت: اقوام قبل از شما به دليل اينكه آثار پيامبران خود را خريد و فروش مىكردند نابود شدند. هركسى به هريك از اين مساجد رسيد و وقت نماز بود، نماز بخواند در غير اين صورت از آن عبور كند و در آنجا توقف نكند.»
اين حديث موقوف 1 به عمر است پس چگونه با احاديث عتبان و سلمة بن اكوع كه مورد اجماع و اتفاق هستند، مقابله و مخالفت مىكند.
با اين وجود مىتوان نتيجه گرفت كه عمر زيارت آن قوم از مسجد را بدون خواندن نماز و در اوقاتى كه نماز واجب نيست، مكروه دانسته است. حتى مىتوان گفت او ترسيده افرادى كه از اين موضوع علم ندارند، به اشتباه افتاده و زيارت اين مساجد و آثار را واجب بدانند. اين سخن ابن حجر عسقلانى در كتاب «فتح البارى» است. وى در ادامه مىگويد: «حتى اگر اين نتيجهگيرى و جمع بين روايات مقبول نيفتد، باز هم ترجيح با آن است، زيرا اين روشى است كه علما هنگام تعارض