33ضرب و شتم و آزار قرار داد و قنبر و امام على(ع) را تهديد كرد. چند روز بعد، مارى از بالاى ديوار، روى مردى كه به احترام قنبر برخاسته بود، افتاد و او را گزيد. او به حضور اميرمؤمنان(ع) رسيد و امام به او گفت: «مارگزيدگى تو، به علت احترام كردن بىمورد تو به قنبر بود كه موجب شد آن ستمگر، او را ضرب و شتم كند. اگر بخواهى خداوند اينگونه بلاها را از تو دور كند، بايد در حضور دشمنان ما، براى ما و دوستان ما كارى مكنى كه اسباب آزار و اذيت ما و دوستان ما را از سوى آنان، فراهم كند». 1
قنبر راوى احوال و معجزات امام على(ع)
در تعدادى از منابع، رواياتى نقل شده است كه سند آنها، به قنبر منتهى مىشود. او، برخى اخبار و احوال و گاه معجزات اميرمؤمنان(ع) را روايت كرده است؛ از جمله شيخ صدوق در «معانى الاخبار»، از قنبر، خبر همراهى وى با حضرت على(ع) و ورود آنها نزد عثمان بن عفان را نقل كرده است. 2
شيخ مفيد نيز در كتاب اختصاص، از «عمران بن يسار يشكرى» و او، از ابوحفص مدلجى، از شريف بن ربيعه، از قنبر غلام امام على(ع)، روايت كرده است كه گفت: