89سند اين روايت به دليل توثيق همه رجال آن صحيح است؛ چراكه صدوق و پدرش از اكابر علماى اماميه و بىنياز از توثيقاند و دو فرد ديگر نيز يعنى محمدبنيحيي أبوجعفر العطار القمي 1 و العمركي بن علي أبومحمد البوفكي 2 توثيق دارند. چنانكه گذشت، اين روايت بر اين مسئله دلالت مىكند كه براى تبعيت از سنت ابراهيم و يادآورى رمى ابليس توسط ابراهيم، رمى جمره واجب شده است. اين مطلب را در روايات ديگر نيز مىتوان يافت.
در حقيقت حكمت رمى كه حاجى پس از سالها انجام مىدهد، اطاعت از فرمان خداوند و تأسى به حضرت ابراهيم(ع) است. بنابراين بايد پذيرفت كه در ادله تكرار اين عمل و رمى شدن شىء به ياد رمى اين بزرگوار، اخذ شده است؛ اما اينكه، اين شىء چه اندازهاى دارد، مهم نيست و ضرورتى ندارد. به همين دليل است كه از معصومين(عليهم السلام) درباره شكل ظاهرى آن حتى در آن زمان كه جابهجا شده بود، مطلبى نمانده است.
ج) جمره محل است نه ستون و نه زمين
محل جمره به مقتضاى عرف و عادت، موضوع حكم رمى جمره است نه بنا و ستون؛ چراكه بنا هر چند سالى خراب و بازسازى شده است و هيچ دليلى - هرچند ضعيف- بر رمى بنا و ستون توسط حضرت ابراهيم(ع) يا ساخته شدن چنين چيزى بهدست ايشان نداريم. بر فرض هم كه بنا از ادله قابل استفاده باشد، از باب غالب و علامت بودن است و درصورت توسعه آن، رمى مقدار توسعه يافته كافى است؛ زيرا البته در صورت وجود بناى سابق رمى بنا متيقن است، چنانكه صاحب «مدارك» فرموده است. بايد دانست كه رمى بنا هم رمى محل است و بنا هيچ موضوعيتى ندارد - چه