88
ب) نماد بودن جمرات و اطمينان به دخيل نبودن شكل آن در حكم
جمره نماد بودن است و شكل ظاهرى آن در امتثال تكليف رمى موضوعيت ندارد و دخيل نيست و يقين داريم كه بنا، چه از لحاظ جنس و چه از حيث شكل و اندازه، مدخليتى در امتثال تكليف رمى ندارد. شاهد مدعا، اين است كه خصوصيات جمره در ادله نيامده است و يقين داريم كه جمره سابق كاملاً از بين رفته و جمرات فعلى با فاصله بسيارى روى آن ساخته شده است. بنابراين براى عدم تعطيل حكم الهى، رمى همين جمرات كه صدق عرفى رمى جمره بر آن مىشود، مكفى و مجزى است و دليلى بر محدوديت رمى جمره بر مقدار سابق نيست. 1
طبق روايات معتبر فريقين، رمى جمرات به تأسى از رمى در زمان حضرت آدم و حضرت ابراهيم(ع) تشريع شده است و ما يقين داريم در زمان اين دو بزرگوار جمرهاى وجود نداشته، بلكه در اين مكانها ابليس ظاهر شده و آن دو بزرگوار با ارشاد حضرت جبرئيل(ع) او را رمى كردهاند و او ناپديد شده است. پس عنوان مأموربه رمى، چيزى است كه در اين مكان قرار داشته و نماد و رمز و حاكى از ابليس است؛ 2 براى نمونه در روايت صحيحى كه علىبنجعفر از امام كاظم(ع) نقل كرده است، چنين آمده است:
وَ فِي «الْعِلَلِ» عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْعَطَّارِ عَنِ الْعَمْرَكِيِّ الْخُرَاسَانِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ(ع) عَنْ أَخِيهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ(عليهما السلام) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَمْيِ الْجِمَارِ لِمَ جُعِلَتْ؟ قَالَ: «لِأَنَّ إِبْلِيسَ اللَّعِينَ كَانَ يَتَرَاءَى لِإِبْرَاهِيمَ(ع) فِي مَوْضِعِ الْجِمَارِ؛ فَرَجَمَهُ إِبْرَاهِيمُ(ع) فَجَرَتِ السُّنَّةُ بِذَلِكَ». 3
علىبنجعفر مىگويد: از موسىبنجعفر(عليهماالسلام) درباره علت حكم رمى جمرات پرسيدم. فرمود: «زيرا ابليس لعين در مكان جمرهها بر ابراهيم(ع) نمايان مىشد و ابراهيم او را با سنگ راند، پس سنت بر اين اساس قرار گرفت».