87است، 1 ناظر به توسعه قبلى كه تنها در طول بوده است و ناظر به توسعه جديد نيست. اما از آنجا كه مقوم جمره بودن شكل ستونى آن نيست، بلكه - چنانكه در بخش اول گذشت- «مايرجم» يا «ماتجتمع اليه الجمار» است، بنابراين توسعه يا زيادت در طول يا عرض آن، و خارج شدن از شكل ستون، تأثيرى در صدق عرفى جمره ندارد و استدلال مربوط به ارتفاع را مىتوان به عرض هم تسرى داد.
اشكال1: بين جايگاهى چون جمرات و انسان تفاوت است؛ چراكه قوام انسان به حقيقت انسانى اوست و با وجود تغييراتى كه بر يك فرد وارد مىشود، ثابت مىماند. ولى جمره قوامش به مقدارى است كه براساس آن بنا شده و با تغييرات گسترده و عمدهاى كه در آن رخ داده، صدق نام و عنوان قبلى بر آن ممكن نيست. در اين صورت بايد همان قسمتهاى سابق را مقوم اين شىء دانست. 2
پاسخ: قوام عنوان جمره نيز بر شكل ظاهرى آن نيست، بلكه اين نام به «كل ما يجمر» يا «كل مايجتمع عنده الحصى» يا «كل ما يجمر عنده» صدق مىكند و شكل ظاهرى جمره هيچ نقشى در صدق عنوان بر آن ندارد.
اشكال2: جمره در زمان معصومان، عَلَم براى بناهاى مشخص بود، بنابراين رمى جمره رمى همان بناى مشخص است و نه رمى معنون يك عنوان. 3
جواب: بر فرض كه جمرات عَلَم باشد، روشن است كه علم شخص نيست، بلكه علم جنس و كلى است كه بر جنس ما ترمى اليه الحصى يا تجتمع عنده الحصى يا يسرع اليه يا يطرد، صدق مىكند؛ مانند نخل كه بر جنس درخت خرما صدق مىكند و باز همان عنوان را شكل مىدهد و بر عين خارجى محدود نمىشود.