199
2. اجماع
ادعاى اجماع بر وجوب بيتوته در منا، در آثار چند تن از فقها، از جمله شيخ طوسى در «خلاف» 1 و علامه در «تذكره» 2 و «منتهى» 3 و سيد عاملى در «مدارك» 4 آمده است. 5 ابنزهره نيز البته در مرتبهاى پايينتر، ادعاى عدم خلاف مىنمايد و كفاره را بر تارك مبيت به اجماع ثابت مىداند؛ 6 اين در حالى است كه صاحب جواهر در مسئله، ادعاى وجود اجماع منقول و محصل نموده است 7.
اما با وجود قول به استحباب يا عدم وجدان فتواى بسيارى از اعلام در مسئله و نيز مشهور دانستن اين فتوا در كلام بسيارى از اعلام - كه در صدر اين گفتار گذشت - ، محصل دانستن اجماع بعيد است و بر فرض اعتبار اجماع منقول، اشكال وارد بر اجماع محصل بر آن نيز وارد است. علاوه بر اينكه با توجه به ادلهاى كه در مسئله وجود دارد، بايد اين اجماع را مدركى و فاقد اعتبار، به عنوان دليل مستقل دانست؛ درعين حال اين اجماع مىتواند مؤيد باشد.
3. سيره قطعى مسلمانان
روش سيره قطعى و مستمر متشرعان - كه بدون قطع شدن تا زمان معصومان(عليهم السلام) استمرار يافته - بر ملتزم شدن حجاج بر بيتوته در منا، در اين اوقات، دلالت مىكند و اگر مطلب برخلاف اين سيره بود، قطعاً آشكار و روشن مىشد. 8