77مسلمانان در معرض خطر قرار مىگيرد. به اين ترتيب، «امنيت» بر «عدالت» ترجيح داده شد و اصل امر به معروف و نهى از منكر، تغييرى رو به انزوا يافت. 1
البته بيدارى اسلامى نشان داد كه رويكرد عدالتمحور و آزادىمحور، در چارچوب منطق جهادگرا، در حال جايگزينى با رويكرد امنيتمحور در انديشه سياسى اهل سنت است. به اين ترتيب فقه سياسى اهل سنت، در حال تغيير از نگاه امنيتمحور - كه بر اطاعت محض از حاكم تأكيد داشت - به قاعده عدالتمحور - كه قيام در برابر حاكم ظالم را تجويز مىكند- است. بر اين اساس مىتوان پيشبينى كرد، فقه سياسى اهل سنت با تأثير از وضع سياسى بيرونى و با فراهم شدن زمينه فكرى، سياسى و اجتماعى لازم، در آينده دچار تحولات مهمى شود. 2
ب) نظام روحانيت
اجتهاد در تشيع، سبب تقويت ارتباط مردم با عالمان در مسائل جارى سياسى و اجتماعى مىشود كه زمينه حضور در قيام، در مقابل حاكمان ظالم را فراهم مىكند. افزون بر اين، علما و حوزههاى علميه شيعه، برخلاف اهل سنت، از نظر سياسى و اقتصادى، هيچ وابستگى به دولت ندارند؛ بلكه با پايگاه مردمى خود، در مقابل نظامهاى سياسى فاسد، بهراحتى واكنش نشان مىدهند. 3
پيروزى انقلاب اسلامى در ايران، نشان مىدهد اسلام مىتواند يك وسيله مؤثر براى انقلاب باشد و با به چالش كشيدن نظم موجود، نظامى جديد را طرحريزى نمايد.