78اما محيط غالباً سنى بيشتر كشورهاى عربى و ويژگىهاى اجتماعى- سياسى آنها، مىتواند مانع تكرار انقلاب به شيوه ايران باشد. عامل مهم، وجود نداشتن يك پيشتاز روحانى و كاملاً سياسى راديكال و داراى اقتدار بنيادى مذهبى - سياسى و اخلاقى است. در واقع بيشتر علماى سنى، نفوذ معنوى و سياسى همتايان شيعه خود را ندارند؛ علاوه بر اين، اقتدار فقهى براى اجراى اصل اجتهاد را نيز ندارند. مهمتر اينكه علماى سنى، در متن يك شبكه سازمانى سلسلهمراتبى، همانند شيعيان از انسجام برخوردار نيستند. 1
با وجود اين، نشانههايى در دست است كه علماى سنى، در برابر راديكاليزه شدن و سازمان يافتن مصون نيستند؛ به طورى كه مثلاً برخى علماى وعاظ در مصر، به عنوان كسانى شناخته شدهاند كه در جريانها و جنبشهاى اسلامگرايانه، شركت دارند. 2
ضمن اينكه طبقه جديد روحانيان اهل سنت، از سه دهه قبل، فضاى جديدى را در روحانيت اهل سنت ايجاد كردند كه مىتواند نظام و روابط قبلى روحانيت اهل سنت را تغيير دهد؛ به طورى كه انتظار مىرود، ظهور طبقه روحانى بزرگ و فراگير آينده، همانند ايران، پيكارطلبى درازمدت اسلامى با قدرت سياسى را شدت بخشد.
6. ناكارآمدى جمهورى اسلامى
كارآمدى جمهورى اسلامى، تير خلاص به همه هجمهها، اتهامات و موانع خواهد بود. نه انقلاب اسلامى منحصر به ايران است و نه جمهورى اسلامى؛ اما آنچه امروز به عنوان خروجى انقلاب اسلامى عينيت يافته، جمهورى اسلامى ايران است. موفقيت جمهورى اسلامى در ارائه يك الگوى مناسب اقتصادى، سياسى، اجتماعى و امنيتى در منطقه و جهان، باعث اقبال روزافزون كشورهاى اسلامى خواهد شد. اما اگر جمهورى