71ابعاد گفتمانى ظاهر مىشود. مبناى مشروعيت سياسى در عربستان، برگرفته از وهابيت است؛ ولى مبناى مشروعيت و نظام فكرى انقلاب اسلامى، تشيع مىباشد. به نظر مىرسد وهابيت و تشيع، تقابل محتوايى و سياسى بسيار بالايى دارند و از اين جهت، دو ايدئولوژى متفاوت هستند كه برونداد و استراتژىهاى متفاوتى را در پيش مىگيرند.
رگههاى انديشه ضد شيعى و شيعهستيزى را مىتوان در پيشينه افكار وهابيان، از ابن تيميه و محمد بن عبدالوهاب ديد كه امروزه همين ديدگاه در ميان وهابيان وجود دارد. نقش تهاجمى نيروهاى وهابى سعودى در تخريب اماكن مقدس و بىحرمتى آنان به مكانهاى مقدس شيعى كه سيرى تاريخى دارد، به نوعى بر خصلت پرشور و بنيادگرا و تندرو اسلام وهابى دلالت نمود و موجب به مبارزه طلبيده شدن ايران و تفكر شيعه از سوى وهابيان و گروههاى سلفى همسو و مخالف با انديشه شيعه گرديد و متأسفانه تا به امروز، اين مبارزهطلبى با تبليغ حكومت سعودى هر روز بيشتر شده است. 1
نقطه كليدى فعاليتهاى عربستان، شيعهستيزى و مقابله با تفكر شيعى انقلاب اسلامى ايران بوده است و به همين دليل، حكومت عربستان و رژيمهاى ديگر عربى و در نهايت آمريكا، از آن حمايت و تلاش مىكردند آن را به عنوان آلترناتيو انديشه انقلاب اسلامى مطرح كنند و به همين دليل سعى در تزريق انديشه جهادى در آن داشتند تا جوانان مسلمان تشنه مبارزه با دشمنان را در مسير دلخواه، هدايت و نگاهدارى نمايند. 2
ب) نگرش نسبت به غرب
نفت و مركز اسلامى بودن، به لحاظ محل واقع شدن كعبه و قبر پيامبر، مهمترين سرمايه عربستان است تا امنيت خود را در منطقه حفظ كرده و تا حدودى در جهان عرب و