70بر اين اساس مىتوان حج را آوردگاهى براى مسائل و چالشهاى سياسى جهان اسلام و از جمله انقلاب و نهضتهاى اجتماعى در جهان اسلام دانست. در اين فضا صدور انقلاب اسلامى ايران، معنا و مفهوم پيدا مىكند. طبيعى است در صورتى كه رويكردهاى سياسى را از حج حذف كنيم و آن را در ابعاد فردى فقهى و اخلاقى خلاصه كنيم، مجالى براى مباحث و فعاليتهاى سياسى در حج باقى نمىماند 1 و نمىتوان از ايده صدور انقلاب در حج سخن گفت.
3. حكومت آل سعود
رقابت ايران و عربستان، پيش از انقلاب آغاز شده است. همشيه مسئله قدرت اول منطقه بودن، دغدغه اصلى اين دو كشور بوده است. شعارهاى مترقيانه و دموكراتيك انقلاب اسلامى و مبارزه با سلطه غرب و شرق، موقعيت سنتى عربستان را به چالش مىكشيد. 2 عربستان سعودى براى كاستن آثار و نفوذ انقلاب، اقداماتى را انجام داد كه تأسيس مؤسسات تبليغاتى براى تخريب چهره انقلاب، تشكيل شوراى همكارى خليج فارس و حمايت همهجانبه از رژيم بعثى صدام از مهمترين آنها بود. 3
مانع بودن عربستان براى صدور انقلاب را مىتوان از دو جهت تفكر وهابى (مذهبى) و نگرش نسبت به غرب (سياسى) بررسى كرد:
الف) تفكر وهابى
چالشهايى كه سياست سعودى در مقابل ايران پديد مىآورد، با مبارزهجويى ناشى از فعاليتهاى نظامى فرق مىكند. چالشها و موانع عربستان سعودى براى ايران بيشتر در