214نظام تمدنى غرب، به نظرياتى مثل نظريه پايان تاريخ فوكويا يا جنگ تمدنهاى هانتينگتون منجر مىشود كه تمدن غرب را تمدن برتر و آخرين حد پيشرفت و كمال بشر معرفى مىكند. در مقابل، در اسلام نظريه مهدويت، اين نظر را رد مىكند و با ارائه پايان معنوى و آسمانى براى خلقت، بر نظريات مادىگرايان غرب خط بطلان مىكشد. 1
در حقيقت تمدن غربى، به سخن بزرگان خود مانند اشپنگلر، هانتينگتون، فوكوياما و نيچه، به پايان خود رسيده است. در اين ميان اسلام هويتجو، در صورت بازگشت به پارسايى و معنويت و گذر از چنبرههاى ماديت، مىتواند آمادهگر ظهور بقيةالله باشد و آينده تمدنى را از آن خود كند. 2
برخى انديشمندان پس از اينكه قيام تحريم تنباكو را نقطه عطف موج اول و مشروطه را امواج دوم بيدارى اسلامى در ايران مىدانند، انقلاب اسلامى را موج سوم بيدارى اسلامى معرفى مىكنند كه بر اساس نظريه اسلامى ناب سنتى- تاريخى ولايت فقيه، شكل گرفته است. تفصيل اين موج، موج چهارم بيدارى اسلامى است كه همان تفصيل آرمان تاريخى تشيع، يعنى مهدويت است. به اين ترتيب در تشيع، مهدويت در تداوم ولايت مطرح مىشود. 3 بر اين اساس مىتوان مهدويت را در راستاى افق ايده آينده بيدارى اسلامى تحليل كرد. 4
يكى از تعاليم و معارف مهم حج، پيوند و تقويت ارتباط با امام زمان(عج) است. 5 به اين ترتيب حج و انتظار و اعتقاد به موعود (مهدويت) با يكديگر گره مىخورد.