213اجتماعى) و تسليم شدن اراده انسان در همه حوزههاى ارادى خود و در تمامى لايههاى آن (روحى، ذهنى، عملى). با اين نگاه ايام حج به دليل آماده بودن دلها، زمينه مناسبى است تا سبك زندگى توحيدى، بهخوبى به سفيران تمامى ملتها، آموزش داده شود تا به عنوان تحفه ارزشمند حج، به ديار خود ببرند.
محرمات و واجبات مناسك حج و همچنين فضاى كلى اعمال حج، روايتگر سبكى از زندگى اسلامى است كه بر كانون خدامحورى و تعاطف اجتماعى است. مسلمانان در حج، نوعى از زندگى مبتنى بر اخلاق را در زندگى محبتآميز در كنار هم تمرين مىكنند كه كسى حق نزاع، ناسزا و جدال را ندارد و براى جلوگيرى از فخرفروشى، هرگونه مظاهر تفاوت و برترى از بين مىرود؛ زيرا زائران از لباسى يكسان برخوردار و حتى با تراشيدن موى سر، بيشترين تشابه و يكرنگى را به دست مىآورند و از هرگونه ابزار زينت و تفاخر به دورند. حاصل اين زندگى، مهرورزى اجتماعى و احترام به حقوق ديگران است.
تقويت بعد تمدنى بيدارى اسلامى در حج
تا به اينجا اهميت و ضرورت رويكرد تمدنى در بيدارى اسلامى براى تحقق چشمانداز بيدارى اسلامى مشخص شد. حج در مقام عبادتى پويا كه ابعاد سياسى و اجتماعى آن، رويكردى بينالمللى دارد، در تقابل با ابعاد تمدنى غرب نيز توان يارى بيدارى اسلامى را دارد.
چنانكه گذشت، بيدارى اسلامى در مرحله نهايى، بايد به تمدن اسلامى ختم شود؛ در غير اين صورت، چنانچه نهضتهاى اسلامگرا، تنها به استقرار نظام سياسى اسلام در اداره جامعه ختم شود، دوام نظام سياسى زياد نخواهد بود؛ زيرا نظام سياسى، بايد از سوى نظام تمدنى حمايت شود.