99ما ديگر در ميان ما و جناب سردار غير از دوستى هيچ چيز مشاهده نشده است. اگر وقوع فضاحت ظاهر شده در خصوص مؤمىاليه، شريفآقاى مزبور بايد بر وجه حقيقت و حقانيت ظاهر شود. در سايه نظم، تربيت و دقت امهات الطاف وايه حضرت سلطنت شاهانه، اگر چنين اتفاقى افتاده باشد، بنده شخصاً خسارت آنان را پرداخت خواهم كرد. براى اجراى اوامر مقتضى جوابيهاى متلمسانه خدمت شما ارسال مىكنم.
BOA. Hatt Humayun 826/37445/1
[سند دوم]
پاشاى جليلالقدر ايروان: حضرت حضور فيض گنجور خليل موفور، جلال موفور
اخى مكرم و دوست محترم عالىجاه رفيعجايگاه، صاحبمجدت، نبالت، جلالت، شهامت و فخامت.
مزيد اعزاز و اكرام و لوازم توقير و احتراميهها، دعوات وافيات سودتنمون و غرر تسليمات ذاكياتِ الفتمشحون اتحاف و اهدا مىشود و درست مراعات شدن خاطر برگزيدههاى آن على وجه الاخرى از محبات من است. اگرچه از قديمالايام بين ولايت قارص به گونهاى با مملكت ايروان مغايرت و تفاوت تصور نمىشده است، لكن رفتار پاشاهاى ديگرى كه به ايلات قارص منصوب بودند، در ورود به ديار، به نسبت جناب حضرت شما، روزبهروز ميل و محبت را در درون ما تزايد و تضاعف مىكرد، تا اينكه در زمان مراجعت حجاج ايران از زيارت كعبه معظمه آقايانى به نام... و رحيم از ورود آنها ممانعت كردند. اين امر خلاف رأى پادشاه ذىجاهِ اسلامپناه دولت عليّه عثمانى است. از صوب مقصودشان راهى و روانه شدند تا كه به ارزروم صحيحاً و سالماً وارد شدند. عالىجاه عظمت و جلالتپناه، دستور مكرم مشير مفخم وزير اعظم سرعسكر شرقى، حضرت خسروپاشا سرعسكر، ساير حجاج و تجار ايرانى را مرخص كرد. تجار و حجاج ايروانى را مسلوب و زندانيان آنها را زجر مهلك داد و به اندازه 70 كيسه نقد و جنس آنها