300صورت استدعاى حاجى عبدالغنى از اتباع ايران كه در حين مسافرت در دارالسعادت مقيم بود، توسط حسنقلى مهدى، از اهالى كرمانشاه به سفارت كبرى تقديم شده است.
بنده معروض مىدارد كه:
بنده شما اصالتاً از اهالى كرمانشاه و تبعه ايران مىباشم و از چند سال قبل تاكنون جهت تجارت در بغداد اقامت دارم. سال گذشته، زمانىكه به طرف حجاز مغفرتطراز عزيمت داشتم، هنگام عودت به شام شريف، يك عدد خورجين همراه داشتم كه 105 كيلو اموال تجارتى بنده كه شامل سنگهاى ذىقيمتى چون ياقوت و عقيق و فيروزه، و نيزمقدار 125 و نيم و يك ربع ليره عثمانى به همراه اشياء قيمتى بوده است كه با مصارفات آن 200 ليره عثمانى مىشده است.
بر اساس اطلاعات به دست آمده شريف در تاريخ 1325 .. .25 اشياى مذكوره از مدينه منوره به شام، به شخصى به نام حاجىعلى السروجى تسليم شده است. هنگام وصول در شام شريف، براى گرفتن اشياء و وسايلم، به كمپانى شمندفر رفتم. ضبط شدن آن را به علت وجود اسلحه ممنوعه به من خبر دادند. قطعاً در داخل وسايل من هيچ اسلحهاى نبود. در اين باب استدعا به قونسولگرى ايران در شام شريف، مراجعت كردم. قونسولگرى مشاراليه كيفيت را به ولايت عرض كرد. پس از آن والىپاشا، در خصوص محتويات آن خورجين، كه اشياى حاجىعبدالغنى بود، از كمپانى شمندفر شام شريف استفسار كرد. و نيز نامهاى با حضور مترجم به ولايت نوشته شد [و] به كمپانى گفته شد كه خورجين مذكور را بازبينى كنند. بعد از وزن كردن وسايل كه شامل، 50 كيلو روغن شمع سفيد و 50 كيلو عود بخورى و سه كيلو فيروزه عقيق و ياقوت و ساير سنگها و اشياء بود، نقصان ظاهر شده است و اين چنين صورتى اخذ شد. با ترجمان مذكور، اين كيفيت را به كنسول مشاراليه عرض كردم. با اطلاع كنسول، به