80 علت تامه؛ به تعبير ديگر، ممكن است با بروز موانع يا نرسيدن به كمال، دگرگون گردد.
امام باقر(ع) در اينباره فرمود:
«وَ الله لَوْ لَا آيَةٌ فِي كِتَابِ الله لَحَدَّثْنَاكُمْ بِمَا يَكُونُ إِلَى أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ...» 1؛ «اگر نبود آيهاى در قرآن، حتماً به شما خبر مىدادم از گذشته و از آنچه واقع مىشود».
در واقع اسرار غيب دو قسم است: قسمتى مخصوص خداوند است؛ بهطورى كه هيچكس جز خدا آن را نمىداند و قسمتى ديگر، اسرارى است كه خداوند به انبيا و اولياى خود مىآموزد. حضرت على(ع) در اين زمينه فرمود:
لَيْسَ هُوَ بِعِلْمِ غَيْبٍ وَ إِنَّمَا هُوَ تَعَلُّمٌ مِنْ ذِي عِلْم. 2
اين اخبارى كه اطلاع مىدهم، علم غيب نيست. بلكه علمى است كه از دارنده علم غيب آموختهام.
3. علم فعلى و علم شأنى (استعدادى)
خداوند به همه چيز آگاه است (علم فعلى) و هيچ چيز از او پنهان نمىماند. ولى انبيا و اوليا ممكن است بالفعل بسيارى از اسرار غيب را ندانند. اما اگر اراده كنند، خداوند آنان را آگاه مىنمايد (علم شأنى و استعدادى). ازاينرو «كلينى» در كتاب كافى، بابى را با اين عنوان نوشته است: «
بَابُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ(عليهم السلام) إِذَا شَاءُوا أَنْ يَعْلَمُوا عُلِّمُوا » 3؛ «امامان هرگاه بخواهند چيزى را بدانند به آنها تعليم داده مىشود».
در حديثى از امام صادق(ع) مىخوانيم:
عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ المَدَائِنِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ الله(ع) قَالَ إِذَا أَرَادَ الْإِمَامُ أَنْ يَعْلَمَ شَيْئاً أَعْلَمَهُ