79 اينگونه روايات است كه نقل آنها احتياج به كتابى مستقل دارد. در كتب اهلسنت نيز رواياتى وجود دارد كه دلالت مىكند كسانى، پيغمبر نبودند، ولى از غيب آگاهى داشتند.
جمع بين آيات و روايات 1
علماى كلام، براى جمع بين آيات و رواياتى كه علم غيب را براى غير خداوند ثابت مىكند و آيات و رواياتى كه آن را نفى مىنمايد، راهحلهايى بيان نمودهاند كه در اين نوشتار به برخى از آنان اشاره مىنماييم:
1. «علم ذاتى و استقلالى» و «علم غيرذاتى و تبعى»
علم غيب بهطور مطلق و بدون هيچ قيد و بندى (علم ذاتى و استقلالى)، مخصوص ذات خداوند است و آگاهى ديگران از غيب، غيرذاتى و تبعى است. حضرت على(ع) در اينباره فرمود: «
لَيْسَ هُوَ بِعِلْمِ غَيْبٍ وَ إِنَّمَا هُوَ تَعَلُّمٌ مِنْ ذِي عِلْم» 2؛ «اين اخبارى كه اطلاع مىدهم، علم غيب نيست. بلكه علمى است كه از دارنده علم غيب آموختهام».
2. «لوح محفوظ» و « لوح محو و اثبات»
علم غيبى كه مخصوص خداست، آگاهى از لوح محفوظ است كه آنچه در آن است بىكموكاست تحقق مىيابد. در حقيقت علم به علت تامه اشياء است كه هيچ وقت از معلول آن جدا نخواهد بود. اما پيامبران(عليهم السلام) و امامان معصوم(عليهم السلام) از لوح محو و اثبات باخبرند كه تغييرپذير است؛ زيرا علم به علل ناقصه است؛ نه