21در «لسان العرب» نيز براى واژه امام، معانى متعددى ذكر شده است؛ مانند: «پيشوا، معلم، كتاب، نخ تراز كه در ساختمان از آن استفاده مىشود، راه مستقيم و راست و مانند آن». 1
كتاب «التحقيق» نيز درباره معناى امام مىنويسد:
امام بر وزن كتاب در اصل مصدر است. سپس به هرچيزى كه انسان به آن توجه كند و مقصود او واقع شود و مصداق مظهر تام براى آن باشد اطلاق مىشود و اين واژه با اختلاف موارد و جهات و ملاحظات گوناگون متفاوت مىگردد؛ گاهى گفته مىشود امام جمعه، امام جماعت، امام هدايت و گاهى گفته مىشود امام ضلالت. 2
از كلمات اهل لغت استفاده مىشود كه امام به معناى پيشوا و رهبر، معنايى عام دارد كه هم «امام صالح و الهى» كه انسان را به سعادت و كمال مىرساند و هم «امام طالح و شيطانى» را كه در جهت انحطاط و سقوط گام برمىدارد، در بر مىگيرد. در قرآن نيز اين دو معنا به كار رفته است. 3
اميرمؤمنان على(ع) نيز در نامه خود به «محمد بن ابىبكر»، استاندار مصر، به