20 مىبرد». 1«مصباح المنير» نيز مىگويد: «وَالمَنْبَعُ بِفَتْحِ الْمِيمِ وَالْبَاءِ مَخْرَجُ المَاءِ وَالجَمْعُ مَنَابِعُ» 2؛ «و منبع با فتح ميم و باء، محل جوشش آب است و جمع آن منابع مىباشد».
با توجه به مطالب فوق، مىتوان گفت كه منبع در لغت، به معناى محل جوشش و مبدأ جريان است و منظور از منابع علم امام در اين نوشتار، محل جوشش و صدور علم و آگاهى امامان(عليهم السلام) از غيب و ماوراى طبيعت مىباشد.
امام
معناى لغوى امام
«خليل» در كتاب «العين» مىنويسد: «وكلّ من اقتُدِيَ به وقُدَّم في الأمور فهو إمام» 3؛ «هركسى كه به او اقتدا شود و در كارها مقدم گردد، او امام است». همين تعبير از «مقاييس اللغة»، با اندكى اختلاف، چنين نقل شده است: «والإمام: كلُّ من اقتُدِي به وقُدِّم في الأمور» 4؛ «امام هركسى است كه به او اقتدا شود و دركارها مقدم گردد».
همچنين در «مفردات راغب» آمده است:
والامام المؤتمّ به إِنساناً كان يقتدي بقوله وفعله أَو كتاباً أَو غير ذلك مُحِقّاً كان أَو مبطِلاً وجمعه أئمة. 5
امام آن است كه از وى پيروى شود؛ خواه انسان باشد كه به قول يا فعل او اقتدا شود يا كتاب يا غيرآن باشد، حق باشد يا باطل، و جمع آن «ائمه» است.