252نيست و مباحث گستردهاى در اين زمينه صورت گرفته است 1 كه از بحث ما خارج است. ما هرسه نوع شهرت را در مسئله مورد نظر بررسى مىنماييم.
درمورد شهرت روايى يك دسته، بايد گفت هيچكدام از دو طرف از ادله، شذوذ روايى ندارد؛ چون هر دو دسته در كتب متعدد روايى و توسط راويان مختلف نقل شده است. تواتر روايات استتار قبلاً نقل شد. در جواب برخى كه روايات ذهاب را نيز قريب به تواتر خواندهاند 2، بايد گفت اگر مراد، رواياتى است كه مورد استناد قائلان بدان قرار گرفته است، اين ادعا پذيرفتنى است؛ ولى اگر منظور رواياتى است كه ظاهر در ذهاب حمره باشد، در استفاضه آن نيز ترديد وجود دارد! درهرصورت، همانطور كه برخى تصريح نمودهاند، با اندكى تسامح اخبار هر دو دسته شهرت روايى دارد 3؛ اگر نگوييم شهرت روايى مؤيد روايات استتار است.
اما از نظر شهرت عملى يا فتوايى ممكن است عدهاى آن را شامل ادله ذهاب حمره دانسته، وجه ترجيح اين اخبار بدانند. 4
ولى بهنظر، اين مطلب صحيح نيست؛ چون در جمعبندى اقوال فقها 5 بيان شد كه در هر دو طرف قائلين متعددى از قدما وجود دارند. بدينترتيب، نمىتوان قول به ذهاب حمره را مشهور و درمقابل، قول استتار را نادر و شاذّ دانست. بله، ادعاى اشهر بودنِ قول به ذهاب حمره 6 پذيرفتنى است؛ اما اشهريت ملاك ترجيح نيست.