253بنابراين، اين وجه ترجيح، يعنى ترجيح ادله ذهاب حمره به دليل موافقت با مشهور (به هر سه معنا) و طرح اخبار استتار به جهت مخالفت با مشهور، درست به نظر نمىآيد.
وجه دوم - ترجيح روايات دال بر ذهاب حمره به جهت مخالفت با عامه (مرجح جهتى)
قبل از صاحب معالم اين وجه مطرح نبوده، و اولين كسى كه تقيه را در روايات استتار محتمل دانسته است ايشان 1 و سپس فرزندش، محمد بن حسن 2، مىباشد. ايشان، گرچه خود قائل به استتار شمس بوده و اخبار ذهاب حمره را بر استحباب حمل نمود، احتمال تقيه در برخى روايات استتار را مطرح نموده است.
از آن پس، احتمال تقيه در روايات استتار در عبارات برخى فقها و محدثين مطرح گرديد و طرفداران زيادى پيدا نمود. 3 برخى اين وجه را در كنار وجوه جمع مطرح كرده و آن را پاسخى به دلالت روايات استتار دانستهاند. 4 جالب اينكه عدهاى نهتنها كثرت روايات استتار را مانع از چنين حملى ندانستهاند، بلكه تقيه را عامل اين كثرت برشمردهاند. 5
در ميان قائلين به ذهاب، بعضى درصورت وقوع تعارض مستقر، تنها وجه ترجيح را مخالفت اخبار ذهاب حمره با قول عامه و موافقت اخبار استتار با آن دانسته و وجوه ديگر ترجيح يا جمع را نپذيرفتهاند. 6