232تشخيص افق حمل نمودهاند. 1 علامت بودن اين موارد از عنوان باب برخى محدثين نيز هويداست. 2
نتيجه اينكه شواهد روشنى بر حمل روايات ذهاب حمره بر علاميت قائم است؛ اما اينكه علاميت را تعبدى بدانيم يا علامت نفس غروب نه تيقن غروب، دليل روشنى ندارد، بلكه ظاهر آنچه گذشت بهخوبى بيانگر علاميت حمره براى يقين به سقوط قرص است؛ ضمن اينكه در نگاه عرف وقتى سخن از علامت مىشود سبق ذوالعلامة بر علامت روشن است؛ چنانكه با علامت به سبق و قبليت تحقق ذوالعلامة پى مىبرند. جالب اينكه برخى، علىرغم پذيرفتن معرف بودن ذهاب براى سقوط قرص در روايت ابنابىعمير، ذهاب حمره را اول وقت مغرب دانستهاند؛ ضمن اينكه فقيهى چون صاحب جواهر اذعان نموده است كه ذهاب حمره علامت يقين به غروب است، نهاينكه زوال آن غروب محسوب شود؛ هرچند امر به تأمل، در انتهاى عبارتشان، ظهور اين كلام را در نظر نهايى بودن وى سست مىنمايد. از نگاه اين فقها، ذهاب حمره، گرچه علامت است، علامت تيقن غروب نيست؛ بلكه نشانهاى تعبدى و علامت نفس غروب است كه خلاف ظاهر بودن آن را بيان نموديم.
2. وجوه جمع قائلان به اعتبار ذهاب حمره مشرقيه
وجه اول - جمع بين روايات از باب حمل مطلق بر مقيد
شايد بتوان گفت اولين تعبير در اين زمينه به عبارت شهيد اول(رحمه الله) برمىگردد. ايشان ذيل روايتى كه احتمال دلالت بر استتار قرص دارد، مىنويسد: «هر روايتى كه در آن