231روايت بريد بن معاويه، صلاحيت حمل بر علاميت را داشته، مضمون اين روايت موافق اعتبار خواهد بود. 1
چهارم - ديگر روايات
شاهد چهارم شاهدى است كه از آن براى حمل روايات ذهاب بر استحباب بهره برديم. روايات دال بر اعتبار كوكب، ثلاثة انجم و اقبال فحمه بيانگر ملاكهاى متغيرى است كه زمان تحقق يكسانى ندارند. با توجه به اينكه همه متفقاند بر اينكه وقت نماز مغرب غروب شمس بوده، اختلاف در محقق آن است 2، اين معيارها هيچ موضوعيتى نداشته، كمال تناسب با علاميت را داراست. شيخ طوسى كه خود روايت شهاب 3 را نقل كرده، احتمال علاميت آن را مطرح ساخته است:
احتمال دارد اين روايت مخصوص مواردى باشد كه اعتبار سقوط حمره ممكن نباشد، به اينكه بين ديوارها يا كوههاى بلند واقع شده باشد كه دراينصورت با مراعات كواكب به دنبال تحقق غروب خواهد بود. 4
از اين عبارت روشن است كه ذوالعلامة، از نگاه ايشان، ذهاب حمره است كه بهنظر درست نمىآيد؛ چراكه روايت، برخلاف تعابير ايشان، بر رؤيت كوكب دلالت دارد، نه كواكب و چنين امرى اقرب به استتار شمس است تا ذهاب حمره مشرقيه. علامه حلى نيز، بعد از نقل روايت ثلاثة انجم، آن را بر حال اشتباه و عدم