203است؛ ولى در لغت و كلمات متقدمين به معناى استظهار و اخذ به اوثق است؛ بنابراين مراد از احتياط در اينجا لزوم اخذ به اوثق و رعايت زوال حمره مشرقيه مىباشد. ثانياً چون حالت سابق شخص يقين به نهار است، براى قطع اين استصحاب، رعايت احتياط لازم و واجب است. 1
اشكال دوم: تعبير «أَرَى لَكَ» كه امام(ع) با آن پاسخ خود را به راوى اختصاص داده است، قرينهاى است بر اينكه چنين حكمى لزومى نخواهد بود؛ وگرنه حضرت حكم را تعميم مىدادند. 2
پاسخ: اين اشكال نيز وارد نيست؛ به اين دليل كه اولاً مراد از ضمير، نوع است، نه شخص راوى. ثانياً اختصاص دادن راوى به جواب، ممكن است به دليل بيان حكم شاكّ باشد؛ با اين توضيح كه چون وى شاكّ بوده و پرسش نموده است امام(ع) به وى پاسخ دادهاند. 3
اشكال سوم: تعبير احتياط در اين روايت قابل حمل بر احتياط حكمى نيست؛ چرا كه تقرير جاهل بر حكم بر جهلش لازم مىآيد و منصب امام(ع) بيان احكام است نه احتياط حكمى. بنابراين بايد احتياط را احتياط موضوعى دانست. پس روايت دلالتى بر معيار بودن ذهاب حمره مشرقيه براى دخول وقت مغرب ندارد.
پاسخ: اگر مراد از حمره چيزى غير از حمره مشرقيه باشد، حمل احتياط بر احتياط حكمى از منصب امام بعيد مىنمايد؛ چراكه تقرير جاهل به حكم بر جهلش لازم مىآيد؛ ولى اگر مراد از حمره، حمره مشرقيه باشد، امر به احتياط در شبهه حكميه محملى دارد و آن تقيه است؛ چراكه اين تعبير ايهام دارد كه تأخير