202معناى روشنى دارد؛ زيرا مراد از حمره بالاى شب حمرهاى است كه بعد از گذشت دقايقى از سقوط قرص، بالاى افق شرقى تشكيل مىشود؛ بهنحوىكه گويا با خطى از فضاى زير آن كه هيچ نور يا بازتاب شعاع خورشيد در آن وجود ندارد، جدا مىگردد. اين بيان با پرسش راوى مناسبت كامل دارد؛ چراكه وى استتار قرص، اقبال ليل و بالا آمدن شب از كناره افق شرقى را مطرح نموده و سپس از انتظار رفتن يا نرفتن حمرهاى كه كمى بالا آمده پرسش نموده است. البته روشن است كه مراد از ليل در اين روايت تاريكى و ظلمت فراگير نيست، بلكه اولين درجات شب منظور است و آن رفتن نور و بازتاب نور خورشيد است.
برخى نيز تعابير مختلفى چون توارى قرص، اقبال ليل و استتار شمس را از طرف راوى نشانه تأكيد وى بر علم به استتار قرص دانسته و گفتن اذان از ناحيه مؤذنها را نيز بيانگر علم مردم به استتار تلقى كردهاند. 1
نتيجه اينكه، با توجه به ظهور روايت در حمره مشرقيه و حكم امام(ع) به رعايت ذهاب آن، اين روايت را مىتوان از ادله ذهاب حمره برشمرد. 2
اشكال اول: گرچه معناى ارتفاع حمره فوقالليل پذيرفتنى است و امام(ع) حكم به ذهاب آن نمودهاند، لسان بهكار رفته در اين روايت، لسان احتياط و استحباب است. تعبير روايت چنين است:
«أَرَى لَكَ أَنْ تَنْتَظِرَ حَتَّى تَذْهَبَ الْحُمْرَةُ وَتَأْخُذَ بِالْحَائِطَةِ لِدِينِكَ». چنين تعبيرى با حكم لزومى تناسب چندانى ندارد. 3
پاسخ: اولاً تعبير احتياط در كلام متأخرين به معناى استحباب و عدم وجوب