138وسيعى دانستهاند و ازآنجاكه با عصيان و خطا قابل جمع است، از آن توثيق استفاده نكردهاند؛ اما ترحم ولى در عرف بر هر شخصى استعمال نمىشود. گرچه از نگاه لغوى به معناى طلبالرحمه بوده و مىتوان براى هر شخصى طلب رحمت نمود،. ترضى از ترحم دايره استعمالى كمترى داشته، در مواردى كه فرد در رتبه بالايى از قداست و جلالت امر قرار دارد كاربرد دارد؛ مانند ابوذر، سلمان، مقداد و... . البته الفاظ ديگرى نيز بهكار گرفته مىشود كه ازجهت معنايى از ترضى نيز بالاتر است؛ مثل «كرّم الله وجهه» كه اهل تسنن براى اميرالمؤمنين(ع) بهكار مىبرند.
بنابراين بايد بين تعابير فوق تفصيل قائل شد؛ برخى دال بر وثاقتاند و بعضى ديگر چنين دلالتى ندارد. دراين ميان، ترضى ازطرف امام معصوم(ع) و علماى اهل معرفت توثيق محسوب مىشود؛ بهويژه اگر همراه با اكثار نيز باشد. 1
درمورد اشكالات نقضى نيز بايد گفت اين اشكالات ناشى از يكى دانستن ترحم و ترضى است و حالآنكه بين اين دو فرق است؛ چراكه ازطرفى ترحم را كاشف از وثاقت ندانستهاند و ازطرف ديگر مورد نقضى براى ترضى يافت نشده است. از اينجا جواب به اين اشكال كه نجاشى يكى از استادان و مشايخ خود را درعين ترحم، تضعيف نموده است، روشن مىشود؛ زيرا اولاً نجاشى ترحم نموده است نه ترضى و ثانياً، درادامه ترحم تعبير «سامحه الله» 2 را نيز اضافه نموده است.
نظر مختار: آنچه درمورد ترضى بيان شد عرفى و پذيرفتنى است و كاشف از وثاقت مىباشد؛ ولى در تفاوت بين «ترضى» و «ترحم» بايد گفت، هرچند عرف و لغت بين اين دو عنوان فرق قائل مىشود ولى، به نظر مىرسد بهكار بردن اين دو لفظ از طرف اعلام و بزرگان براى عدهاى علىالسويه بوده است. بنابراين هر دو لفظ