139دلالت بر وثاقت چنين دارد. شاهد اين مطلب اين است كه شيخ صدوق براى مشايخ خود از ترضى و ترحم استفاده نموده است؛ همانطوركه نجاشى درمورد استادان خود ترحم نموده و حال آنكه غرض هر دو تكريم و تجليل مشايخ خود بوده است.
درهرصورت، اگر مجرد ترضى يا ترحمِ اعلام و اجلا را دال بر وثاقت ندانيم، انصاف اين است كه فراوانى آن كاشف از اعتماد و وثاقت مىباشد. در «ما نحن فيه» نيز ابنعبدوس در اسناد بسيارى از روايات واقع شده است و مرحوم صدوق، در موارد متعددى، وى را مورد ترضى قرار داده است. 1
على بن محمد بن قتيبه را شيخ طوسى با عباراتى چون «فاضل» ستوده 2 و نجاشى وى را مورد اعتماد كشّى در رجال برشمرده و صاحب و همراه فضل بن شاذان و راوى كتب او دانسته است 3؛ ولى تعبيرى كه ظاهر يا صريح در وثاقت او باشد بهكار نبردهاند.
به نظر مىرسد، با توجه به مجموعه تعابيرى كه درمورد وى بهكار رفته و همراهى و مصاحبتى كه با فضل بن شاذان - كه خود از اجلا و كبار اصحاب امام رضا و امام جواد(عليهما السلام) است 4 - داشته، بتوان اطمينان به وثاقت ابنقتيبه پيدا نمود. با توجه به اثبات وثاقت اين دو راوى و جلالت امر فضل بن شاذان، اين روايت از جهت سندى معتبر مىباشد.
ب) بررسى دلالى
در اين روايت امام رضا(ع)، در جواب چرايى قرار گرفتن نمازها در زمانهاى