102
پاسخها
1. اينكه اين كلام اجتهاد شيخ طوسى است و شاهد آن متعرض نشدن ديگر علماى رجال متقدمين باشد، به نظر صحيح نيست؛ چون اولاً بسيارى از كتب رجالى به دست ما نرسيده است و ثانياً شواهدى از كلمات ديگران بر اين مطلب يافت مىشود؛ مانند اينكه نجاشى در ترجمه ابن ابىعمير مىنويسد: «أصحابنا يسكنون إلى مراسيله» 1؛ بنابراين نمىتوان به نحو قطع يا اطمينان گفت، اين عبارت شيخ(رحمه الله) برگرفته از عبارت كشّى درمورد اصحاب اجماع است.
2. گرچه شيخ طوسى در مواردى مرسلات ابن ابىعمير را حجت ندانسته است، بادقت در آن موارد روشن مىشود كه اولاً آن موارد موضع تعارض روايات است و ثانياً مرسل ابن ابىعمير درمقابل تعدادى روايت مسند صحيحالسند واقع شده است. شيخ(رحمه الله) در چنين فضايى، مرسل ابن ابىعمير را توجيه يا طرح نموده است.
3. تنها راه اثبات وثاقت مروىعنه اين سه نفر، تصريح خود آنان به اين مطلب نيست، بلكه ممكن است اصحاب از مجموع روايات آنها و شأن و منزلت ايشان به اين جمعبندى رسيده باشند. عبارت شيخ طوسى(رحمه الله) نيز گوياى همين مطلب است: «... من الثقات الذين عرفوا بأنهم لا يروون ولايرسلون إلا عمن يوثق به».
4. اما در زمينه مواردى كه روشن و واضح است كه اين سه نفر از ضعفا نقل نمودهاند - كه درحقيقت موارد نقض اين عبارت شيخ(رحمه الله) محسوب مىشود - مىتوان گفت در اين موارد بين تضعيف و توثيق، تعارض حاصل مىشود؛ مانند موارد متعدد تعارضات رجالى كه درصورت نبود مرجّح به تساقط مىانجامد. بنابراين تضعيفات رجالى، نقض اين قاعده محسوب نمىگردد. اما اگر عبارت شيخ