101بيانى درمورد اصحاب اجماع هم خواهد آمد. درعينحال، به برخى اشكالات اهم اشاره مىكنيم: 1
اشكال اول : عبارت «لايروون ولايرسلون الا عمن يوثق به» ازجانب شيخ طوسى(رحمه الله) است و به اجتهاد ايشان برمىگردد و اثرى از اين مطلب در ميان ديگر متقدمينِ رجالى يافت نمىشود. بنابراين براى ما حجت نيست. منشأ اين ادعا كلام كشّى درمورد اصحاب اجماع است؛ يعنى شيخ(رحمه الله) از كلام كشّى چنين برداشت نموده كه اصحاب اجماع، ازجمله اين سه نفر، تنها از ثقات روايت مىنمايند. شاهد اين مطلب اين است كه در عبارت شيخ طوسى كلمه «غيرهم» نيز به اين سه نفر عطف شده است و از آنجا كه كلام كشّى درمورد اصحاب اجماع، هيچ دلالتى بر توثيق مروىعنه يا موثوقالصدور بودن روايت ندارد، نقل مشايخ ثقات نيز بر وثاقت شخص دلالت نخواهد داشت.
اشكال دوم: شيخ طوسى(رحمه الله) خود در موارد متعددى به مرسلات ابن ابىعمير عمل نكرده و به دليل مرسل بودن، آن را حجت ندانسته است.
اشكال سوم: اينكه اين سه نفر فقط از ثقات نقل روايت مىنمايند، قابل اثبات نيست؛ مگر اينكه خود آنها چنين ادعايى را مطرح كرده باشند و حال آنكه در جايى نقل نشده است اين سه نفر چنين ادعايى كرده باشند و راه ديگرى نيز براى كشف چنين مطلبى نداريم.
اشكال چهارم: بسيارى از افرادى كه اين سه از آنها نقل روايت نمودهاند، در رجال تضعيف شدهاند و از جملۀ تضعيف كنندگان، شيخ طوسى(رحمه الله) در كتب رجالى خود است.