67
زيارت اربعين، تجسّم يك مدينه فاضله
زيارت اربعين، تجسّم جامعه آرمانى و مدينه فاضله در برابر چشمان بشريت است. در يكى از تفسيرهاى «مدينه فاضله» كه از سوى حُكَما و صاحبنظران علوم اجتماعى ارائه شده مىخوانيم: مدينه فاضله، آن جامعه انسانى است كه به حاكم و مرشد نياز ندارد؛ چراكه گويا اعضاى آن مدينه فاضله، به درجهاى از بلوغ عقلى و روحى و مديريتى و علمى رسيدهاند كه بافت طبيعى تكتك آنها، خويش را مديريت مىكند و اين در حقيقت همان غلبه عقل و نور بر غرايز نفسانى است؛ زيرا قرآن كريم مىفرمايد:
«. . . وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِى الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ» ؛ 1و ما گفتيم: [اى آدم و حوا و اى ابليس!] در حالى كه دشمن يكديگريد [و تا ابد، بين شما آدميان و ابليسيان صلح و صفايى نخواهد بود، از اين جايگاه] فرود آييد و براى شما در زمين، قرارگاهى [براى زندگى] و تا مدتى معين، وسيله بهرهورى اندكى خواهد بود.
منشأ غرايز پستِ زمينى، همان حرص و طمع است و اين همان است كه قرآن كريم نيز آن را اينگونه بيان مىكند:
«. . . َالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يفْسِدُ فِيهَا وَيسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّى أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ» ؛ 2گفتند: آيا كسى را در آن مىگمارى كه در آن تباهى مىكند و خونها مىريزد، در حالى كه ما تو را با سپاس، به پاكى مىستاييم و تو را پاك مىشمريم؟ ! فرمود: من چيزى مىدانم كه شما نمىدانيد.
پس هر زمان در جايى، عقل و نور و قلب، سر بردارند،