38اسلامى بر جاى نهاد، محقق مىسازند. البته اين گروهها در فعاليتهاى انقلابى خود، با خطرها و آسيبهايى روبهرو هستند؛ از جمله:
1. همواره از سوى قدرتهاى ظالم، در معرض بىرحمى و تعقيب و آوارگى قرار دارند و با روشهاى گوناگون سركوب و كشتار، تهديد مىشوند.
2. خطر ديگر، افتادن در ورطه يأس و ناكامى است كه با طولانى شدن كار و به تأخير افتادن پيروزى و انتظار درازمدت، بروز مىيابد.
3. پس از پيروزى نيز اين خطر وجود دارد كه انقلابيون سرگرم دنيا شوند و حكومت و ثروت و مقام، آنها را به فتنه اندازد و عقبگرد كنند.
كمتر در تاريخ اتفاق افتاده كه فاتحان به راه و روش نخستين خود پايبند مانده باشند؛ بلكه بىدرنگ، اكثر ايشان دگرگون شده، حتى از ا هدافى كه خود تعريف كرده و براى آن به مبارزه و جهاد برخاستند، رويگردان شدهاند. اين اكثريت عقبگرد كرده، البته در مقابل اقليتى كه مىخواهد به سيره و شعار نخستين انقلابى خود ملتزم بماند، مىايستد و اينجاست كه اختلافات شكل مىگيرد و شقاق و جدايى ميان انقلابيون آهسته آهسته خود را نشان مىدهد.
هرگاه مبارزان مقاوم و پايبند به اصول، تنها بمانند، دشمنان و منافقان و باقىماندههاى رژيم گذشته آنها را هدف قرار مىدهند و با سوء قصد و ترور شخصيت از ميان بر مىدارند. حتى اكثريت انقلابيون منحرف و از راه باز مانده، اقليت صبور و مقاوم را تاب نمىآورند و چون آنها را در برابر زيادهخواهىها و تمنيات و شهوات خود مانع مىبينند، مىكوشند تا بركنارشان كنند و از سر راه خود بردارند.
در چنين هنگامهاى همان اكثريت از مجاهدان كه با مستضعفان بودند و اينك از آنها و اهدافشان جدا شدهاند، به سلطهاى نو رسيدند، بلكه به همان اندازه حكومت جبّارانه پيشين تبديل مىشود؛ با اين تفاوت كه اينان جهاد و مردمگرايى و دين و نام امام حسين (ع) را شعار خود قرار مىدهند و خود را والى و حاكم بر ساير مستضعفان مىشمارند و دليل و حجتشان اين است كه مجاهدت كردهاند و شكنجهها و زندانها و تبعيدها چشيدهاند و اينك به آن پيروزى كه مىخواستهاند، نائل شدهاند و اكنون استفاده و بهرهمندى از نتايج مبارزههاى