362زوّار و به آن سفارش شده است، با اصرار حاج آقاى علوى كه مديريت گروه را بر عهده داشت، عازم مسجد سهله شديم و موقع نماز مغرب و عشاء به سبب كثرت جمعيت، موفق به شركت در نماز جماعت عمومى مسجد نشديم؛ بلكه اينجانب نماز مغرب و عشاء را به امامت اقاى علوى خواندم و پس از انجام اعمال مسجد سهله و نماز مخصوص شب چهارشنبه، براى زيارت به حرم مطهر مشرف شديم كه ازدحام جمعيت بسيار چشمگير بود. در ورودى حرم حضرت امير (ع) زائران كه اكثراً جوان بودند، دستهجمعى مىآمدند و با شور و شوقى عجيب و با شعار «لبيك يا على» و «حيدر حيدر» وارد حرم مىشدند كه بسيار صحنه زيبا و جالبى بود و حال معنوى به انسان مىداد و اشكها جارى مىشد.
روز بعد يعنى چهارشنبه ساعت ده صبح به مسجد كوفه رفتيم و ساعت حدود چهار بعدازظهر به نجف برگشتيم و نزديك بازار روبهروى ميدان امام صادق (ع) در رستورانى، نهار و شاممان را يكى كرديم و سپس براى نماز مغرب و عشاء به مسجد شيخ انصارى رفتيم و شب هم به حرم مشرف شديم. روز پنجشنبه را در نجف اشرف مانديم و روز جمعه 29 آذر صبح ساعت هفت صبح به طرف كربلا حركت كرديم.
چند روزى كه در نجف بوديم، همه جا ناهار و شام و صبحانه صلواتى برقرار بود و نياز به تهيه مواد غذايى و رفتن به رستوران نبود و غذاها هم بسيار متنوع و خوشمزه بود. مردم فوق العاده به زائران احترام مىكردند. بايد اشاره كنم كه فاصله حرم حضرت اميرالمؤمنين (ع) تا بيرون شهر كه حدود شش يا هفت كيلومتر است، ستونهاى برق در مسير حركت زوّار را شمارهگزارى كردهاند كه در اين فاصله 183 ستون بود و از آنجا تا حرم امام حسين (ع) 1430 عمود مىباشد. يكى از فوايد اين شمارهگذارى ستونها، آدرسدهى آسان بود؛ يعنى زائران با يكديگر قرار مىگذاشتند كه اگر از هم جدا شدند يا يكديگر را گم كردند در كنار ستون شماره چند، همديگر را ببينند، يا اگر كسى خسته شد و سوار ماشين شد، در كنار ستون شماره فلان بايستد يا حسينيه فلان گروه و فلان عالم نزديك ستون شماره چند است.
غير از چاى شيرين و ترش 1و قهوه و نهار و شام و صبحانههاى متنوع، انواع خوردنىهاى ديگر مانند شلغم، فرنى، ميوههاى مختلف، لوازم بهداشتى و داروهاى مورد نياز زائران در نقاط مختلف در كنار جاده و دكّهها توزيع مىشد و درمانگاههاى سيار، اين وسايل را رايگان در اختيار زائران اباعبدالله الحسين (ع) قرار مىدادند.