349ديگر اين شهر است. «سلوقيون» در قرن چهارم پيش از ميلاد، اين شهر را تأسيس كردند. در قرن بيستم نيز از نظر سياسى اهميت زيادى يافت. شهرى نسبتاً بزرگ و قديمى كه مىگويند شخصى به نام «حمص بن مهر بن جان» آن را تأسيس كرده است. 1لبيب بيضون مىنويسد:
كاروان پيش از رسيدن به حمص، نامهاى به والى اين شهر فرستاد كه سر حسين (ع) با ماست. والى حمص كه «خالد بن نشيط» بود، بعد از قرائت نامه دستور دارد تا پرچمها بالا رفته و شهر را غرق در زينت نمايند و از مردم دعوت كرد تا به تماشا بيايند. خالد خود به همراه چند تن تا پنج كيلومتر بيرون شهر آمد و سر امام را بالاتر گرفته، آمدند تا به دروازه حمص رسيدند. اما مردم كه در كنار دروازه شهر ازدحام كرده بودند، شروع به پرتاب سنگ به سوى سربازان كردند، تا جايى كه بيستوشش اسبسوار را كشتند. آنان فرياد مىكشيدند: اى مردم! آيا بعد از ايمان، كافر مىشويد و بعد از هدايت يافتن گمراه مىگرديد! اجازه ندهيد سر پسر دختر پيامبرتان در شهر شما به گردش درآورده شود. لشكريان عمر سعد از اين معركه دور شده و در كنار كنسيهاى مستقر شدند. مردم همقسم شده بودند كه رأس شريف را از عمرسعد پس بگيرند و نزد خود نگه دارند. اين خبر كه به عمر سعد رسيد، با حال ترس از منطقه دور شد. 2
فاضل دربندى مىگويد:
زمانى كه اسراى اهلبيت (عليهم السلام) به حمص رسيدند و مردم مانع ورودشان و گرداندن رأس شريف در شهر شدند، سر مبارك را به كنسيه «جرجيس راهب» منتقل نمودند. اين كنسيه امروزه بين استان حمص و منطقه قصير قرار گرفته است. كاروانيان شب را در كنار كنسيه بيتوته كرده و فرداى آن روز به سمت جوسيه در مرز لبنان حركت كردند. 3
48. شهر قصير - استان حمص - كشور سوريه
فصير 35 كيلومتر با مركز حمص فاصله دارد. كاروان حسينى در اين منطقه منزل كرده و سپس به طرف جوسيه حركت كردند. شهر قصير اولين منزل از حمص به طرف شام است. 4