301
كلمه توحيد و توحيد كلمه
بهترين سرآغاز سخن، كلام خداوند است و خداوند در قرآن مىفرمايد: «چنين نيست كه پروردگارت آبادىها و سرزمينهايى را كه اهلش مصلح و نيكوكارند، به ظلم و ستم ويران نمايد» . 1(هود، آيه 117)
از آنجا كه همه ما مسلمانيم، معتقديم كه اين، كلام خدا و وحى روشنگر اوست. ما عرب نيز هستيم و دستكم، ظواهر سخن قرآن را مىفهميم. بنابراين بايد گفت كه اين آيه قرآن به صراحت مىفرمايد اگر سرزمينى مردمش مصلح باشند، يا مصلحانى در ميان آنها باشد، هلاك و نابود نمىگردد و سرزمينهاى خالى از مصلح، سرانجامشان بىترديد به ويرانى و نابودى مىانجامد. پناه بر خدا و چنين مباد كه اين آيه بر ما منطبق گردد و از آنجا كه وجود مصلح، نجاتآفرين است و نبودش هلاكتآور، بايد ديد آيا در ميان ما چنين مصلحانى وجود دارند، تا اميد نجاتمان باشند، يا اينكه سرزمينها و شهرها خالى از مصلح است و مستحق هلاكت؟ بىشك عذاب و هلاكت اينك دامنگير ما شده است. حال و روزى كه ما داريم، چيزى جز بيچارگى و نگونبختى نيست. هلاكت، همان مرگ نيست؛ بلكه چهبسا زندگى و حياتى كه مرگ، در مقابل آن سهل و آسان است. مگر نه اينكه مردن از زندگىاى كه ما در آن به سر مىبريم، بهتر و با ارزشتر است؟ ! ما انسانهايى دربند، خوار، بيچاره و پراكنده هستيم كه هيچ عملى از ما ساخته نيست و نه مىتوانيم منفعتى براى خود كسب نماييم و نه ضرر و آسيبى را دور سازيم و اين همان فقر و ندارى فراگير، ذلت و خوارى نابود كننده، ناتوانى و درماندگى بيش از اندازه و شقاوت و تيرهروزى است.
به خدا سوگند، اين هلاكت و مرگ ذليلانه است. علت همه اين مشكلات و گرفتارىها يك چيز بيشتر نيست و آن تفرقه و اختلاف آرا و دشمنى و از همگسستگى در ميان ماست و اين يعنى كه مصلح و سامان دهندهاى وجود ندارد. آرى، در ميان ما انسانهاى صالح كم نيستند؛ اما صالح چه مىتواند بكند؟ صالح هواى خود را دارد. اين مصلح است كه نفعش به ديگران مىرسد و مردم و سرزمين خود را اصلاح مىكند. ازاينرو، احاديث فراونى بدين مضمون وارد شده است كه برترى عالم بر عابد، همچون برترى خورشيد و ماه بر ديگر ستارگان است، و پيامبر (ص) پيوسته فرمودهاند: «فضيلت عالم بر عابد، همچون فضيلت