252امام (ع) جبهه جديدى گشودند و جنگ نهروان را به راه انداختند. اين وضع پيچيده، حتى باعث شد كه برخى از امام (ع) تقاضا كنند آنان را براى جهاد به مرزها بفرستد تا در صورت بروز جنگ، طرف مقابل آنان كفار باشند نه مسلماننماها!
با توجه به اين وضعيت بود كه جابر مىگفت: «الشاكُّ فى حَرْبِ عَلِىٍّ كالشّاكِّ فى حَرْبِ رسول الله (ص)» ؛ 1كسى كه در حقانيت جنگهاى امام على (ع) ترديد كند، مانند كسى است كه در حقانيت جنگهاى پيامبر ترديد كرده است. اين سخن جابر، نشان از بينش عميق و درك درست او از اسلام دارد.
الف) جنگ جمل
مركز خلافت اميرالمؤمنين على (ع) ابتدا در مدينه منوره بود، اما زمانى نگذشت كه پيمانشكنان در بصره گرد آمدند و با تجهيز نفرات و نيرو و امكانات، بصره را به مركز فتنه و آشوب و هرج و مرج تبديل كردند. امام به ناچار از مدينه به سوى عراق هجرت كرد و در كوفه رحل اقامت افكند و از آنجا لشكرى آراست و به سوى بصره بيرون شد و در يك روز، آن فتنه را سركوب و اجتماع فتنهانگيزان را متلاشى كرد. در اين نبرد كه اولين نبرد دوران زمامدارى اميرالمؤمنين (ع) بود، جابر در ركاب حضرت بود.
جابر مىگويد: ما با اميرالمؤمنين (ع) در بصره بوديم؛ جنگ تمام شده بود و با جمعى از اصحاب شبهنگام دور يكديگر نشسته و در گفتوگو بوديم. حضرت به سوى ما آمد و پرسيد: چه مىگوييد؟ عرض كرديم: درباره بدى دنيا صحبت مىكنيم. فرمود: جابر! براى چه دنيا را مذمّت مىكنى؟ ! سپس حمد و ثناى الهى را به جا آورد و سخنانى در فوايد دنيا بيان داشت و سپس دست مرا گرفت و مرا با خود به قبرستان برد و با مردگان سخنانى بيان فرمود. 2
ب) جنگ صفين
دومين و مهمترين جنگ دوران زمامدارى امام على (ع) ، جنگ صفين است كه در آن با معاويه و يارانش جنگيد. اين نبرد هجده ماه به طول انجاميد و به سبب جهل و سادگى ياران امام و حيله دشمن كار به حكميت كشيد. در كتابهاى «استيعاب» و «أسدالغابه» ، از نويسندگان اهل سنت آمده است: جابر در خدمت على بن ابىطالب در صفين حضور داشت. 3