248
جابر در حجة الوداع
امام باقر (ع) مىفرمايد: ما به حضور جابر بن عبدالله رسيديم؛ از يكايك افراد احوالپرسى كرد تا نوبت به من رسيد. خود را معرفى كردم، او رو به من كرد و دكمه بالا و پايين لباسم را باز كرد و كف دست خود را روى سينهام نهاد و گفت: خوش آمدى پسر برادر! هر چه خواهى بپرس. گفتم: از حجة الوداع برايم بگو. جابر گفت: رسولالله (ص) نُه سال در مدينه ماند و حج نگزارد تا در سال دهم هجرى اعلام شد كه رسولالله (ص) به حج مىرود. انبوهى از مردم به مدينه آمدند تا اعمال حج را از آن حضرت بياموزند و چون او عمل كنند.
جابر سپس گزارشى از احرام رسول الله (ص) در مسجد شجره، ورود آن حضرت به مسجدالحرام، طواف، نماز و سعى آن حضرت بيان داشت. آنگاه از آمدن حضرت على (ع) از يمن براى حج و ملحق شدن به حضرت پيامبر در مكه شرحى ارائه كرد. 1
اين گزارش جابر از حجة الوداع، از سيماى علمى وى پرده برمىدارد كه چگونه با دقت لازم به جزئيات سفر پيامبر توجه داشته و آنها را ثبت و ضبط كرده و به روشنى براى مردم و انديشمندان بازگو نموده است.
حديث غدير خم به روايت جابر
علامه امينى (رحمه الله) به تفصيل از 110 نفر نام مىبرد كه از اصحاب پيامبر بودند و حديث غدير را روايت كردهاند. 2يكى از آنان كه به نشر فضايل على (ع) و سيره پيامبر (ص) شجاعانه همت گماشت، جابر بود. او و ديگر زبدگان از اصحاب پيامبر (ص) سخنان آن روز حضرت را براى مردم بازگو مىكردند و نمىگذاشتند غدير خم از خاطرهها محو شود. يك بار كه امام سجاد (ع) محمد حنفيه فرزند حضرت على (ع) و امام باقر (ع) و جمعى ديگر در جلسهاش حضور داشتند، مردى عراقى وارد شد و او را به خدا سوگند داد تا آنچه از پيامبر (ص) ديده و شنيده بازگويد. جابر گفت: ما در نزديكى «جُحْفه» در غدير خم بوديم و در آنجا مردمانى بسيار از طوايف جُهَينه و مُزَينه و غفار (و ديگران) گرد آمده بودند. رسول الله (ص) از خيمه خود بيرون آمد و دست على (ع) را گرفت و فرمود: «مَنْ كُنْتُ مَولاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ» . 3