230شيخ ابوجعفر محمد بن ابىالقاسم محمد بن على طبرى امامى در كتاب «بشارة المصطفى» نقل مىكند كه عطيه مىگويد: به همراه جابر به قصد زيارت سيدالشهدا آمدم. جابر در كنار فرات غسل كرد و با آن كيفيت خاص ذكر مىگفت و بعد به من گفت كه دستم را روى قبر بگذار و از حال رفت و سه بار يا حسين گفت و «حبيب لا يجيب حبيبه. . .» تا آخر و بعد آن زيارت را خواند كه زيارت بسيار عجيبى است. بعد كه زيارت را تمام مىكند، به عطيه مىگويد برخيز و مرا به سمت خانههاى كوفه ببر. 17اين ماجرا را طبرى (از علماى شيعه) در «بشارةالمصطفى» نقل مىكند و خوارزمى (از علماى اهلسنت) با اندك تفاوتى در كتاب ارزشمند «مقتل الحسين (ع)» آورده است. 18اينكه جابر گفت: دستم را روى قبر بگذار، قرينه است بر اينكه نابينا بوده و همين عذر و دليل عدم حضور او در ركاب امام حسين (ع) در واقعه عاشوراست. ابن قتيبه نيز در كتاب «الامامة والسياسة» تصريح مىكند كه جابر بن عبدالله در واقعه حرّه (كه حدود يك سال پس از واقعه كربلا در مدينه روى داد) نابينا بود. 19
در روايت ديگرى كه سيد ابن طاووس نقل مىكند و با نقل طبرى تفاوت دارد، باز هم بيستم صفر را ذكر كرده كه با جابر آمدم و همين ماجراى غسل را بيان مىكند، ولى باز هم نشان دهنده عمق معرفت اوست و بعد زيارت حضرت على اكبر (ع) ، زيارت شهدا و قمر بنىهاشم (ع) را نقل مىكند و اين همان زيارتى است كه جناب جابر همراه با عطيه به كربلا آمده است. 20
مشخص نيست كه عطيه چگونه به جابر ملحق شد؟ دو احتمال در اين باره داده مىشود: يكى اينكه عطيه در آن سال به حج رفته و سپس همراه جابر از مدينه به سمت عراق و كربلا حركت كرده است. احتمال ديگر اين است كه جابر از مدينه به كوفه رفته باشد، و در واقع عطيه از كوفه به جابر ملحق مىشود و به سوى كربلا مىآيد. هم روايت طبرى و هم روايت سيد بن طاووس در اينجا مقيد است به اينكه زيارت هر دوى آنها در روز بيستم صفر بوده است. البته در اين دو روايت، خبرى از ملاقات با امام زينالعابدين (ع) نيست. آيا اهلبيت به كربلا آمدند؟ آيا جابر هم موفق به زيارت امام زينالعابدين (ع) شد؟ اين جاى بحث دارد.