142و هم از جهت بدنى و ظاهرى، با حقيقت عزادارى براى امام حسين (ع) تطابق مىدهد. زيارت مرقد سيدالشهدا، بخشى از يك سفر مقدس است كه زائر دوست مىدارد آن را بدون استفاده از وسايل نقليه معمول انجام دهد؛ زيرا كمك گرفتن از اين ابزار، عزادار را به طور كلى از دنياى معمولى و روزمرهاش جدا نمىكند. بهخصوص اگر توجه كنيم كه كناره گرفتن از دنياى پيرامون روزمره، يكى از مراحلى است كه مىتوان از خلال آن، به فضاى حقيقى و اصيل سوگوارى وارد شد.
پيادهروى زيارت اربعين، اين امكان را براى زائران فراهم مىآورد كه اعمال و حركات بدنى را براى رسيدن به هدف اصلى يعنى طهارت روحى به كار گيرند؛ چيزى كه غالباً از مهمترين نتايج مورد نظر در سفر زيارتى آن روز بزرگ است. بدن زائر، در اثناى اين مرحله و پس از آن، رو به ضعف و سستى مىنهد و به راحتى براى تعالى روحى و تقويت بعد معنوى، رام و آرام مىگردد و دست رغبتها و شهوات سركش كه غالباً براى بروز خود به بدنى قوى نياز دارند، از سر او كوتاه مىشود. بدين ترتيب، طهارت روح كه عزادار در طول پيادهروى خود به سوى كربلا با آن انس گرفته، يكى از نشانههاى بارز در سفر او به شمار مىآيد و چهبسا اين حالت تطهير و پاكى تا مدتها پس از اين مرحله سلوك، در او باقى مىماند و در تمام فعاليتهاى روزانه او آثار خود را نشان مىدهد. پيادهروى روز اربعين، همچنين تجربههاى معرفتى و شناختى جديدى را براى شخص به ارمغان مىآورد. وى در طول سفر، دنياهاى جديدى را كشف مىكند و سرزمينهاى نوى را مىبيند و با افراد و شخصيتهاى تازهاى آشنا مىشود. در واقع شخص در اين مرحله از عزادارى، هم محيط پيرامون خود را از چشماندازى ديگر مىنگرد و هم در تطابق و سازگارى با دنياى متفاوت بيرون از خود، به نوعى خوديابى و كشف دوباره خويشتن دست مىيابد.
با اينكه پيادهروى به سوى كربلا، از سه راه اصلى: نجف - كربلا، حله - كربلا و بغداد - كربلا صورت مىگيرد، اما راه نجف - كربلا به جهت اهميتى كه دارد و ابعاد معنوى و تاريخىاى كه در آن نهفته، متمايز از ديگر مسيرهاست؛ زيرا زيارت مرقد على بن ابىطالب (ع) در نجف، از سوى زائران پياده، بُعدى نمادين و معنوى به حركت آنان مىبخشد و آنها را در اتمام سفر مقدسشان به كربلا راغبتر مىكند.