108
5. جهاد تا شهادت
جهاد در راه خدا، همراه با صبر بر اداى تكليف و اخلاص در مبارزه و ادامه جهاد تا مرز شهادت و حتّى پس از شهادت، يعنى اسارتِ آزادىبخش آل الله، تضمين كننده حيات و بقاى دين و خنثى كننده توطئه امويان ضد اسلام بود:
«فَجاهَدَهُمْ فيك صابِراً مُحْتَسِباً، حَتّى سُفِك فى طاعَتِك دَمُهُ، وَاسْتُبيحَ حَريمُهُ» .
احياى دين و مبارزه با بدعتهاى ضد اسلامى، قربانى و فدايى مىخواهد. آنكه گام در اين راه مىنهد، هم بايد اهل جهاد باشد، هم صبر و مقاومت، هم اخلاص، هم آمادگى براى فدا كردن خون و تحمّل هتك حرمتها نسبت به خودش و خانوادهاش. امام، عزيز خدا و رسول خدا (ص) بود، امّا در صحرايى سوزان به محاصره آن نامردان گرفتار شد. تشنگى خود و فرزندان و يارانش، عريان كردن پيكر پاكش، بريدن سرش، بر نيزه كردن سر مطهرش، آتش زدن خيمهها، اسب تاختن بر جسد مطهّرش، غارت خيام، به اسيرى گرفتن اهل بيت (عليهم السلام) و. . . همه در راه خدا بود و آن حضرت، با گفتن
«الهى رضىً بقضائك» خود را براى همه اين مصائب آماده ساخته بود.
6. لعن و تبرّى از دشمنان
در بسيارى از زيارتنامهها، در كنار سلام به عنوان موالات و همسويى، «لعن» دشمنان هم ديده مىشود كه نشانه تبرّى از ظالمان و دشمنان اهلبيت (عليهم السلام) است. هم لعن زائر بر قاتلان و كافران و هم درخواست لعن الهى بر آنان كه نمونهاش در اين زيارت وارد شده است:
«اَللّهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبيلاً» .
درخواست لعنت و عذاب خدا بر جنايتكاران عاشورا، روح معادات و تبرّى را مىرساند و زائر را در خطّ دشمنى با دشمنان خدا و پيامبر (ص) ، ثابتقدمتر مىسازد.
7. پيوند امام با خطّ رسالت
وقتى در زيارت امام حسين (ع) ، پيامبر و اميرمؤمنان و خاندان نبوت و عصمت (عليهم السلام) را مىخوانيم، تأكيدى بر ارتباط آن شهيد با اين خاندان رفيع و نورانى است. در زيارت ديگر نيز چنين است كه بر امام حسين (ع) به عنوان فرزند پيامبر، فرزند فاطمه (عليها السلام) ، فرزند امير مؤمنان (ع) ، وارث انبيا (عليهم السلام) ، امين خدا، فرزند امين خدا، فرزند وصى خدا، فرزند وصى پيامبر سلام مىدهيم