94
3. رياضت انتخابى
براى آن كه مىخواهد در مسير معرفت ناب خداوند و محبت به او گام بردارد و دل از ماسواى او بركند، نخستين گام، ترك لذتهاى زودگذر و فانى دنيا، حتى حلال آن، و رياضت دادن نفس است.
آنها كه پاى در ره تقوا نهادهاند
رياضت، مصدر فعل «راض، يروض» است. در برخى كتابهاى لغت آمده است:
«رَاضَ المُهْراى ذَلَّلَهُ وَطَوَّعَهُ وعَلَّمَهُ السَّير» 2؛ «فلانى كره اسب را رام و آن را منقاد خود كرد و به او رهنوردى آموخت». كرهاسب را مدتى به حال خود رها مىكنند تا خردسالى را پشت سر بگذارد و بدنش محكم شود. هنگامى كه كرهاسب از آب و گل در آمد، پيش از آنكه به كارش گيرند، آن را تربيت مىكنند تا در كارهايى مانند سواركارى، پيمودن راههاى دور و دراز و گذشتن از گردنههاى سخت، از آن استفاده كنند. اگر اين تربيت و تمرين وجود نداشته باشد و حيوان رام نشود، چهبسا خود و سواركار را دچار خطرهاى جدى و جبرانناپذير كند.
عارفان درباره مفهوم اصطلاحى رياضت گفتهاند: «نفس انسان، چموش است و از روى شهوت و غضب كارهايى را انجام مىدهد. از اينرو، بايد رياضت ببيند و تربيت شود تا راه رستگارى و كمال را بپيمايد و به مقصد برسد». 3