145در توجيه تضعيفات اصحاب و در رأس ايشان ابن عقده و فضل بايد گفت كه بر غلو به همان معنايى كه در نظر ايشان غلو است، حمل مىشود؛ يعنى محمد در شأن اهلبيت(عليهم السلام) مطالبى را بيان مىكرد كه در نظر بقيه اصحاب مورد قبول نبود. اگر اين كلامِ صفوان 1 و فضل دال بر تضعيف رجالى باشد، چگونه با نقل صفوان از محمد جمع مىشود 2؛ با اينكه صفوان بنابر خبر شيخ در «عدة» از جمله كسانى است كه تنها از افراد ثقه نقل مىكند و اصولاً ذم ائمه نسبت به «محمد بن سنان» مبنى بر مخالفت از امر امام، 3 براى نقل برخى از اخبارى است كه همه كس تاب هضم آن را نداشتهاند. به روايت چهارم از روايات كشى دال بر مدح، نقل شده در صفحه پيشين، توجه كنيد. محمد بن سنان، مسائل مربوط به فقه را به صفوان، و معضلات و مسائل اعتقادى را به خود ارجاع داده است. اينها همه حاكى از عدم تضعيف رجالى است.
اشكال
تضعيفات محمد به دليل نقل كلام خودِ او قبل از وفات است. ابن نوح مىگويد كه او گفته است: «كلما حدثتكم به لم يكن لى سماع و لا رواية انما وجدته» بنابراين او روايات را پيدا كرده «بالوجاده» و اجازه نقل نداشته است. 4
جواب
البته ايوب بن نوح در ابتدا مىگويد: «اگر مىخواهيد بنويسيد، بنويسيد؛ ولى من آن را روايت نمىكنم ...»؛ 5 نه اينكه بگويد: محمد بن سنان دروغگو يا وضاع است. پس از آنجا كه شايد عقيده محمد بن سنان «وجاده» بوده است، وجاده دلالت بر ضعف و