106عمره بهجا آورد يا عذر ديگرى آورده و با نرفتن به عرفات، خود و ديگر مؤمنان و مذهب را حفظ و مصون نمايد.
به عبارت ديگر، روشن است كه تقيه همان كتمان و تحفظ است و بين وجوب تحفظ از افشا و اشاعه، با وجوب عبادتى كه مخالف مذهب است، فرق است و تحفظ به اسباب ديگر، به غير از انجام عبادت بر طبق حكم حاكم مخالف، محقق مىشود. پس اين احاديث دلالتى بر وجوب نفسى عبادت باطل، بنابر مذهب شيعه، ندارد و وجوب مستفاد از اين روايات دچار اشكال صغروى است. 1
جواب از اشكال صغروى
اول آنكه، در برخى از روايات، تقيه براى توسعه مكلفين 2 و رخصت آنها در هر امر اضطرارى يا ضرورت عرفى، 3 تشريع شده است و روشن است امروزه در منظر عرف و مردم، تبعيت از حاكم مخالف تنها راه براى تحفظ خود و ديگر مؤمنين و مصونيت مذهب است. به عبارت ديگر، ممكن است گفته شود تحفظ خود و ديگران با نرفتن به عرفات و ماندن در مكه يا عذرهاى ديگر محقق شود، اما تحفظ از مذهب و كتمان رأى و نظر حق، جز با پيروى از ايشان و رفتن به عرفات محقق نمىشود.
دوم اينكه، در تحفظ، خوف و ضرر شخصى و مقطعى در ميان نيست و اگر شيعه، بدون واهمه و ترس، قادر به انجام وظايف خويش هم باشد، ولى انجام عمل بر طبق مذهب، در دراز مدت، ضعف اردوگاه اسلام را در پى دارد. حال، يا به دليل ترس از ايجاد شكاف و خلل در صفوف به هم پيوسته مسلمانان و ضرر بر كيان اسلام يا انزواى