105
فوق حد التواتر كقولهم(عليهم السلام)
«لا دين لمن لا تقية له»، أو
«ان التقية دينى و دين آبائى» أو
«انه لو قلت: ان تارك التقية كتارك الصلاة لكنت صادقا»
وغير ذلك من الروايات الدالة على وجوب التقية بنفسها وجوبا تكليفيا. 1
هيچ خلاف و اشكالى بر [حكم] وجوب متابعت و حرمت مخالفت با آنها نيست و روايات در اين خصوص بالاتر از حد تواتر است ... و بر وجوب نفسى و تكليفى تقيه دلالت مىكنند.
بنابراين آنچه از عمومات و اطلاقات تقيه، كه به برخى از آنها اشاره شد، به دست مىآيد اين است كه متابعت و همراهى با حكم حاكم مخالف در امور حج، يكى از مصاديق تحفظ از افشاى مذهب است و وجوب نفسى تكليفى دارد.
ملا حبيب الله كاشانى 2 (م1340ه .ق)، شيخ عبدالكريم حائرى 3 و امام خمينى 4 نيز به وجوب تكليفى مستفاد از ادله مذكور، اشاره كردهاند.
اشكال صغروى
اين تبيين و تقريب استدلال از جهت صغروى اشكال دارد؛ زيرا تحفّظ و مصونيت مذهب اقتضا ندارد كه عملِ بر خلافِ وظيفه اصلى، به عنوان وظيفه ثانوى، واجب باشد؛ براى مثال در روزى كه حاكمِ مخالف به عرفه بودنش حكم نموده است و مكلف، بنابر استصحاب، به آن معتقد نيست، نمىتوان وقوف را بنابر حكم ثانوى واجب دانست؛ بلكه جايز هم نيست؛ چرا كه مكلف مىتواند هم خود و هم ديگران و هم مذهب حق را حفظ كند و اصلاً به سمت عرفات حركت نكند و در همان مكه بماند و